مادرم ميگفت: تا مادر نشوی حس آن را نداني اي فرزندم...
و چه كودكانه پرسيدم من : كه چرا بهشت زير پاي توست؟
ياد دارم كه چقدر او خنديد...
سپس او گفت: بهشت هديه اي بود از خدا بر من...
وقتی تو را در دل داشتم بهشت در دستانم بود و تو در جانم...
و روزی که تو چشم به جهان گشودی بهشت را با تمام بزرگی بر زمین
نهادم و تو را عاشقانه درآغوش کشیدم فرزندم...
آری...!
برای همین است که می گویند:
بهشت زیر پای مادران است...
برچسب:
نویسنده: حمید رضایی