يك سال است كه دلتنگي هاي غروب را با بودن در كنار مزارت سپري كرديم و ناباورانه روزهايمان را به شبهايمان گره زديم و شبهايمان را به اميد آنكه هلال ماهگونه ات را يكبار ديگر در خواب به نظاره بنشينيم به صبح رسانديم. طنين صداي دلنشينت همچنان در گوش ما، مهربانيت در قلب ما و معصوميت چهره ات در ياد ما ميماند...
مادر خوبم سالگردآسماني شدنت مبارك...

سلام همدمم...
امروز 23 فروردينه. يك سال پيش مثل امروز دمدماي اذان صبح مامان واسه هميشه پركشيد و رفت پيش همدمش...بنازم به اين وفاداريتون پدر و مادر عزيزم...
امروز خيلي غم دارم...خيلي غصه دارم...هيچكسي هم نيست باهام همدلي كنه و بار اين غصه رو از دوشم برداره...سعيد هم كه متاسفانه باز قهر كرده و اوضاع خونه قاراش ميشه...
حوصله ندارم...نميدونم تا كي ميتونم طاقت بيارم...
همدم! خيلي دلم گرفته...
برچسب:
نویسنده: حمید رضایی